اخبار و اطلاعیه ها

همواره بر مدار حق

تحقیق و تدوین: محسن حقیقی مقدم

مقدمه

بدون تردید در طول مدت رهبری بابرکت حضرت آیت الله امام خامنه ­ای حفظه الله کمتر شخصیتی همچون علامه محمد تقی مصباح یزدی مورد تمجید و تایید ایشان قرار گرفته است. دقت و تامل در جنس تعابیر معظم­له در مورد آیت الله مصباح نشان می­دهد ایشان جایگاه خاصی برای آیت الله مصباح یزدی در فضای فکری و سیاسی کشور قائل هستند. مقام معظم رهبری تاکنون بارها و بارها در تجلیل از شخصیت آیت الله مصباح یزدی تعابیر خاص و قابل تاملی را بیان داشته اند. بازخوانی مطالب زیر جایگاه ویژه ایشان را در هدایت نسل­های آینده روشن می­نماید.

 فرازهایی از بیانات رهبر فرزانه انقلاب درباره‌ی شخصیت علامه مصباح یزدی

رحمت خدا بر آن اساتیدی که بر ایشان تاثیر گذاشته ­اند

این فعالیت ها بزرگتر از حد توصیف و خارج از حد توقع است. موسسه­ای مبارک وخوشحال کننده است. این همه ظرفیت و توان کار، مژده­ای بزرگ است،البته اینها برمی­گردد به خصوصیات برجسته و ممتازی که در شخص جناب آقای مصباح وجود دارد.من از سال­های میانی دهه 30 با ایشان آشنایی دارم و از همان زمان این ویژگی­ها را در ایشان مشاهده می­کردم.فضل، تقوا و اخلاص اینها چیزهای با ارزش و با عظمتی است و خداوند با این ویژگی­هاست که به حرکتی برکت می­دهد.

چنانچه کار بر مبنای علم پایه گذاری بشود وکننده­ی کار، آن را با نیت خالص انجام دهد و خودش هم در عمل اهل تقوا و مراقبه باشد اینهاست که یک جامعه را متبرک می­کند.جناب آقای مصباح حقاً و انصافاً از حسنات و ذخایر حوزه ­اند. رحمت خدا بر آن اساتیدی که بر ایشان تاثیر گذاشته­اند و ایشان را تربیت کرده­اند و رحمت و تفضل خدا بر خود آقای مصباح که منشأ این همه برکات­اند.

مقام­معظم­رهبری از خستگی ناپذیری آیت­الله مصباح هم تعریف زیادی کردند وخطاب به حاج آقای رجبی فرمودند:ایشان خسته نمی­شوند وان شاءالله آقای رجبی هم خسته نشوند.

معظم له در ادامه بیاناتشان موسسه را الگوی مناسبی برای حوزه علمیه دانستند و فرمودند:حوزه این طوری خوب است. با دیدگاهی نافذ، حرکتی عالمانه که همراه با تقوا اداره شود.

سخنرانی رهبر انقلاب در دیدار با اعضای  هیأت علمی موسسه امام خمینی(ره) 3/ 8/1389

***

باید خود شخص آقای مصباح را به عنوان یک نمونه ما مورد تأمل و مداقه قرار بدهیم

برای بنده بسیار مسرت بخش است که در یک چنین جمعی؛ در یک چنین مرکز عالی بنیانی؛ چنین کار بزرگی را مشاهده کنم.

از اینکه بحمدالله در حوزه علمیه قم یک حرکت عظیمی آغاز شده است خدارا سپاسگذارم. باید با همه­ی وجود تشکر کنیم از حضرت آقای مصباح که به همت ایشان، کار ایشان، علم واسع ایشان، چنین دستاوردی را به عالم روحانیت و حوزه هدیه کرده است. به نظر من باید خود شخص آقای مصباح را به عنوان یک نمونه ما مورد تأمل و مداقه قرار بدهیم.

اینجا امیدواریم یک پایگاهی بشود و همه­ی قم؛ همه­ی حوزه­ی قم که پرچم تحقیقات عالی بشری در آنجا برافراشته می­شود دنیا و دانشگاه­ ها به شما رو کنند تا از شما استفاده کنند. شما پایه ­گذاران اولیه­ ی این حرکت عظیم در آن روز به حساب خواهید آمد.

سخنرانی رهبر فرزانه انقلاب در نمازخانه موسسه مورخ 19/ 9/ 74

***

کسی بهتر از ایشان را نمی­توانید پیدا کنید

یکی از خصوصیات آقای مصباح پرداختن به کارهای بنیانی است. شمابدانید اگر می­گفتید برای این کار می­خواهیم سراغ آقای مصباح برویم مشکل می­دانستم ایشان قبول کنند، ولی بعد که شنیدم؛ واقعا خدا را شکر کردم. کسی بهتر از ایشان را نمی­توانید پیدا کنید. ایشان هم از لحاظ علمی در سطح بالایی قرار دارند و هم از لحاظ معنوی. خیلی مهم است این وارستگی و صفای معنوی و من خدا را شکر میکنم که چنین جلوه هایی وجود دارد.

دیدار با شورای سیاست گذاری طرح ولایت 20/6/1375

 

بسیار متشکریم از خدا بخاطر شما

روزنامه­ی کیهان یک مقاله که در ادامه این مطلب نیز آورده شده خطاب به شما نوشته البته اسم نیاورده. اما خب هرکس می­خواند می­داند که مخاطبش شما هستید. درست همانی که آدم در دلش هست، همین را درباره­ ی شما ذکر کرده است. حتماً این­ را بگیرید بخوانید.

به هر حال ما از خدا بسیار سپاسگذاریم به خاطر توفیقاتی که به شما داده. بسیار متشکریم از خدا بخاطر شما. هر سخنرانی که شما می­کنید و بنده اطلاع پیدا می­کنم و کتابی بیرون می­آید، خدا را شکر می­کنم و سپاس میگویم خدارا.

سخنرانی رهبر فرزانه انقلاب در منزل آیت الله مصباح یزدی

***

واقعا می‌دانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنه‌ای هستند

بنده هم به سهم خودم قدر آقای مصباح را می‌دانم. واقعا می‌دانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنه‌ای هستند و حقا و انصافا ما امروز نظیر ایشان را – حالا به این تعبیر بگوییم – خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است وجود داشته باشد با این وزانت علمی و عمق علمی و احاطه و وسعت و با این آگاهی و بینش و صفا. این سه جهت در ایشان جمع است؛ هم علم، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا. این سه تا با هم در وجود ایشان خیلی ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌الله وجود ایشان را برای ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ایشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ایشان استفاده نمایند.

رهبر معظم انقلاب درباره درس هفتگی استاد مصباح در دفتر مقام معظم رهبری در قم فرمودند: هر چه از آن پخش شده و من گوش کردم واقعا انسان استفاده می‌کند. در ماه مبارک رمضان که سخنرانی ایشان عصرها پخش می‌شد من غالباً گوش می‌کردم و بهره می‌بردم.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در منزل آيت‌الله مصباح يزدي۲۰/۱۱/۸۹

***

از آقای مصباح دعوت کنید و اصرار هم بکنید

من خواهش میکنم که یکایک برادران به این نکته توجه کنند که معارف بایستی در سطح راقی و اعلی ارائه بشود. معنای اعلی، پیچیده بودن نیست – پیچیده‌ترین حرفها را میشود ساده بیان کرد – منظور ما متین‌ترین حرفهاست. باید متین‌ترین و صحیح‌ترین و پیشرفته‌ترین حرفها گفته بشود.

آن چیزی که من از معارف توقع دارم، این است.

ممکن است شما بگویید که ما این را چگونه تأمین کنیم. شما باید یک گروه مشاوره‌ی محتوایی از مناسبترین شخصیت­هایی که امروز می­توانید پیدا کنید، داشته باشید؛ مثلاً از آقای مصباح دعوت کنید واصرار هم بکنید؛ یا مثلاً از شاگردان آقای مصباح دعوت کنید. خوشبختانه یکی از موفقیتهای آقای مصباح یزدی در قم این است که ایشان برخلاف خیلی از فضلای ما که فضلشان در خودشان منحصر مانده، فضلش در شاگردانِ خوب سرریز شده است.

بیانات در دیدار اعضای گروه ویژه و گروه معارف اسلامی صدای جمهوری اسلامی ایران13/12/1370

***

با مرحوم شهید مطهری نیز همین‌گونه برخورد کردند

شما می­بینید این هجوم­های تبلیغاتی را که به شخصیت­های برجسته، به انسان­های والا و با اخلاق­های برجسته می­کنند؟ اینها همه‌اش نشان دهنده‌ی اهداف و نیات دشمن است. وقتی یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتاً این شخصیت عزیز، جزو شخصیتهایی است که همه‌ی دلسوزان اسلام و معارف اسلامی بایستی از اعماق دل قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می­گیرد، می­بینید که همین «هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ». حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم، هر جایی که باشد، دشمن آن‌جا را زود تشخیص میدهد؛ چون حسابگر است.دشمن – همان‌طور که گفتم – آن‌جا را میشناسد و به مقابله‌اش میآید. با مرحوم شهید مطهری نیز همین‌گونه برخورد کردند. امروز شهید مطهری در دنیا نیست. البته امروز هم بعضی کسان شهید مطهری را رها نمی­کنند؛ امروز هم حتی به او تهاجم میکنند؛ لیکن آن روزی که زنده بود، کسانی که بوده‌اند و دیده‌اند، میدانند که با آن شهید عزیز چه کردند؛ چه اهانتها، چه ناشایستها و ناسزاها که به آن چهره‌ی مطهّر و منوّر زده شد.

بیانات در دیدار دانشجویان بسیجی طرح ولایت10/6/1379

***

 

جزو مراکز بسیار بابرکت، مفید، خوش‌عاقبت، تقلید کردنی و قابل قدردانی

من هم از زیارت آقایان محترم خیلی خوشوقتم و از این که بحمداللَّه یکی از آرزوهای دیرین دلسوزان به حوزه‌ی علمیه و آینده‌ی فکری دنیای اسلام، به شکل مؤسسه‌ی شما تحقق پیدا کرده است، خوشحالم و خدا را شکرگزاریم که بحمداللَّه مردان بزرگ و شخصیتهای برجسته و صاحب‌نظر و با ابتکار و دلسوزی را برگزید تا چنین تشکیلات و بنایی را پایه‌گذاری کنند. از خدای بزرگ برای این عزیزانِ مغتنم و بزرگوار، آرزوی توفیق میکنیم و امیدواریم که ان‌شاءاللَّه این رشته کارها و این جریان مبارک، همچنان ادامه داشته باشد.

مؤسسه‌ی شما، مثال و مصداق و نمونه‌یی از آن کاری است که باید بشود. یعنی یقیناً «مؤسسه‌ی باقرالعلوم(علیه‌الصّلاةوالسّلام)» که به اسم مطهّر این بزرگوار است و همچنین «مؤسسه‌ی در راه حق»، تا آن جایی که من دانستم و شناختم، جزو مراکز بسیار با برکت و مفید و خوش‌عاقبت و تقلید کردنی و قابل قدردانی است. ما دعا میکنیم که امثال این مؤسسات زیاد بشود. دعا میکنیم که ان‌شاءاللَّه برنامه‌ریزی عمومی حوزه‌ی علمیه‌ی قم و حوزه‌های علمیه‌ی دیگر، به آن شکلی بشود که بتواند پاسخ نیازهای فراوان را بدهد و به حسب زمان و نیاز، تطوّر لازم را پیدا کند و همان چیزی بشود که بتواند نگرانی را از کسانی که برای آینده‌ی دنیا نگرانند، تا حدود زیادی برطرف کند. دعا میکنیم که خداوند ان‌شاءاللَّه به شما هم توفیق بدهد تا این راه را ادامه بدهید و وجود شریف جناب آقای مصباح و دیگر برادران مسؤول و دست‌اندرکار این مؤسسه و اساتید و خدمتگزاران و محصلان و مشتغلان و فضلایی را که در آن‌جا مشغول هستند، حفظ کند و مشمول توفیقات خود قرار بدهد. ان‌شاءاللَّه مشمول ادعیه‌ی ولىّ‌عصر(­ارواحنافداه‌وعجّل‌اللَّه‌فرجه‌وصلوات‌اللَّه‌علیه) باشید.

خلاصه ای از بیانات در دیدار اساتید و مسئولان و فضلا و طلّاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم(علیه السلام) 1/11/1368

***

هرچه می­توانید، از آنها استفاده کنید

در قم، بزرگان و اساتیدی مثل “آقای مصباح”و دیگران هستند؛ هرچه میتوانید، از آنها استفاده کنید.آنان برای شما از لحاظ فکری، خیلی منبع و منشأ خیر و برکتند.

بیانات در دیدار اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران11/11/1376

***

از مفاخر زمان ما و از برکات خدا بر ملت و بر حوزه‌ها و بر جوانان ما

اگر نورانی کردن جوانان و متوجّه کردن آنها به اهمیت مصرف کردن جوانی در راه ارزشهای والا، نقطه‌ی فتح‌الفتوح انقلاب است، فتح‌الفتوح استکبار و ضدّ حمله‌ی استکبار هم این است که همین نقطه را از جوانان بگیرد…

بحمداللَّه امکان هم برای شما فراهم است. همین تلاش را که دوستان کردند، با زحمات و در واقع با رهبری و تعلیم حضرت آقای مصباح(دامت‌برکاته)- که وجود شریف ایشان، واقعاً از مفاخر زمان ما و از برکات خدا بر ملت و بر حوزه‌ها و بر جوانان ماست – قدر بدانید و دنبال کنید.

از بیانات رهبر فرزانه انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان بسیجی25/9/1377

***

 پرکننده­ی خلاءِ علّامه‌ی طباطبایی و شهید مطهّری

امروز بحمداللَّه نظام اسلامی ما مفتخر است که شخصیتهای برجسته‌ی علمی و معنوی در آن حضور دارند؛ مثل همین شخصیت عزیز و عظیم- جناب آقای مصباح-که بحمداللَّه این کار هم از برکات ایشان است.

من ایشان را نزدیک به چهل سال است میشناسم و به ایشان ارادت قلبی دارم؛ فقیه، فیلسوف، متفکّر و صاحب‌نظر در مسائلِ اساسی اسلام. اگر خدای متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیتهایی مثل مرحوم علّامه‌ی طباطبایی، یا مرحوم شهید مطهّری استفاده کند، بحمداللَّه این شخصیت عزیز و عظیم، خلاءِ آن عزیزان را در زمان ما پر میکنند.

من حقیقتاً خدا را حمد و شکر میکنم که جامعه‌ی ما و بخصوص نسل جوان ما به ایشان خیلی علاقه دارند. بنده از هرجا که کسب خبر کردم – در سرتاسر کشور – اطّلاع یافتم که نسل جوان ما به ایشان شدیداً علاقه‌مند و معتقد و قدردان است.

این هم نعمت بزرگ خدا و دلیل سلامت این کار است…. وقتی انسان با روح و با هدف خدایی وارد میدان شد، همین‌طور می­شود.امیدوارم ان‌شاءاللَّه این کار در حدّ عالی، نتایج و ثمرات خودش را به بار بیاورد و شما جوانان عزیز – هم پسران، هم دختران، هم دانشجویان و هم دانش‌آموزان – این آگاهی­هایی را که به‌دست آوردید، معلوماتی که کسب کردید و کتابهایی را که فراگرفتید، استمرار ببخشید و رابطه‌ی خود را با این مرکز، ادامه دهید.

ازبیانات در دیدار دانشجویان و دانش‌آموزان بسیجی طرح ولایت13/6/1378

***

از برکات ماندگار حوزه­ى علمیه­ى قم و از چهره‏هاى معروف به علم، عمل، جد و ابتکار

اکنون که بحمد اللّه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى (أعلى اللّه مقامه) در سایه تلاش پیگیر و موفق جناب‏عالى رسمیت یافته و به تصویب شوراى عالى انقلاب فرهنگى رسیده است، جناب‏عالى را که از برکات ماندگار حوزه‏ ى علمیه‏ ى قم و از چهره‏هاى موصوف و معروف به علم و عمل و جد و ابتکار مى‏باشید به ریاست و مدیریت این مؤسسه منصوب مى‏کنم. پایه‏ى این مرکز علمى و تحقیقى بر درک درست از نیاز زمان و تکالیف گران حوزه‏ى مبارک قم بنا نهاده شده است. این کار در عین آنکه استمرار تلاش خیرخواهانه‏ى کسانى است که از آغاز تأسیس آن حوزه‏ى علمیه در اندیشه‏ى تعالى و تکامل پیوسته‏ى آن بوده‏اند، سرآغاز فرخنده‏یى نیز براى اهتمام و اعتناء به راههاى ناپیموده و کارهاى ناشده محسوب مى‏گردد. با توجه به احاطه و نکته‏دانى آن جناب، خود را از توصیه به کارهاى بایسته بى‏نیاز مى‏دانم و شما و همه‏ى همکاران هوشمند و دلسوزتان را به لطف و هدایت و فضل مستمر پروردگار متعال مى‏سپارم. امید است مشمول توجهات ویژه‏ى حضرت ولى‏اللّه الاعظم (روحی له الفداء) بوده باشید.

سیّد علىّ خامنه ‏اى‏8/ 7/ 74

حکم انتصاب آیت ‏اللّه مصباح‏ یزدى به ریاست مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى‏(ره)

***

مبانی فکری اسلام دست اینهاست

من خواهش می کنم ایشان(حجت الاسلام طباطبایی) و مجموعه ی دست اندرکار به این نکته توجه کنند که پابه پای پیشرفت معلومات قرآنی و دینی اینها (حافظان و قاریان خردسال) آگاهی های استدلالی و عمق بخشیدن استدلالی به اعتقادات اینها را هم حتماً در برنامه قرار بدهید…

به نظر من، یکی از چیزهایی که می تواند خیلی کمک کند به این قضیه، این است که از کتابهای شهید مطهری، از معارفی که امروز بزرگانی از قبیل آقای مصباح و دیگران که واقعاً مبانی فکری اسلام دست اینهاست؛ از اینها استفاده کنند.

دیدار جمعی‌ از نونهالان‌ و نوجوانان‌ حافظ و قاری‌ قرآن‌ کریم‌ با رهبر انقلاب4/4/1380

***

منبع فکر و اندیشه­ی بی غل و غش معارف اسلامی

لازم است تشکر کنم از معلمان و استادان و دست اندرکاران و مدیران این تلاش فرهنگی که بسیار باارزش است، مخصوصاً از شخص جناب آقای مصباح که حقیقتاً یکی از وجود های مبارک و مغتنم در دوره ی ما هستند و منبع فکر و اندیشه ی بی غل و غش معارف اسلامی.

ان شاءالله خداوند به ایشان و دیگر دست اندرکاران توفیق ادامه­ی این خدمت بسیار باارزش را عنایت کند و وسیله ی بهره­مندی هر چه بیشتر، گسترده تر و عمیق تر جوانان را از این سرچشمه های معرفت فراهم کند.

مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و دانش آموزان طرح ولایت در 17/5/1381

***

همواره بر مدار حق

فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و زمان­شناس بصیر

از دهه ۱۳۳۰ تاکنون جناب آقای مصباح را می­شناختم، همواره بر مدار حق بوده است.آیت الله مصباح یک فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و زمان­شناس بصیر است. از همه این­ها مهم­تر جزء شخصیت­های برجسته­ای است که هیچگاه در تقدم نظام بر خود تردید نداشته و در این راه بدون لحاظ داشتن موقعیت علمی خود به دل خطر رفته و گاهی یک تنه با «خناسان مسلط» مصاف داده است.

سال 89 دیدار رهبر انقلاب با اعضای موسسه

 

تکریم حضرت آقای مصباح تکریم «راه حق»

چنین شخصیتی مصداق کامل عالمی است که تشخیص دقیق خود را در روزی که لازم باشد، بی درنگ به میدان می آورد و در این راه سرزنش و زخم زبان دیگران را به چیزی نمی گیرد. در واقع تکریم حضرت آقای مصباح تکریم «راه حق» و نشان دادن «مصداق» و «الگوی شایسته» است.

سال 89 دیدار رهبر انقلاب با اعضای موسسه

 


پیوست 1

متن زیر مطلبی است که در 4 تیرماه سال 79 در روزنامه کیهان خطاب به آیت الله مصباح به چاپ رسید.

متن مقاله کیهان:

نسبت

تو، چراغ راه مایی! نه این که چراغی در دست داشته باشی و در این ظلمت آذین بسته،راه را نشان ما بدهی! نه،تو،خودت چراغی! هر کجا که بایستی. به هر کجا که اشاره کنی. یا از هر چه که بگویی.ما با اطمینان، تو را باور کرده ایم،ما به تو اعتماد داریم. ما از تو دروغی نشینده ایم.ما تو را تاکنون با اجنبی ندیده­ایم.ما امضای تو را پای معاهدات ننگین وابستگی مشاهده نکرده­ایم. تو چراغ راه مایی،از هر چه که بگویی­،باورت می کنیم!چرا چنین نباشیم؟مگر نور،جنسش یکی نیست؟ حالا چه این نور از خورشید باشد یا از نور افکنی قوی،يا از شمعی کوچک، یا از تو که چراغ راه مایی.

با تو هستم: ای چراغ راه خوبی ها،ای مصباح!تو، اگر چه چراغ راه مایی­،اما مطلق نیستی. مگر کسی غیر از خدا می­تواند مطلق باشد؟ نه، تو،منتها خودت را به اشتعال آورده­ای.یعنی چه؟ یعنی این که؛ بعضی­ها همتشان این می­شود که چراغی در دست بگیرند و کورسویی به اطراف بتابانند.اما بعضی هم مثل تو،خود را به اشتعال می­کشند.شهدا این گونه­اند.تو هم در شهادت مستغرقی.اگر شهید به یک تیر و ترکش به مقام شهود و شهادت می رسد،تو هر روز و هر ساعت به تیری و ترکش از خدا بی­خبران و معاندان و فتنه­گران و جاسوسان شهید می­شوی.ما اشتعال تو را می بینیم. کسی که چشم هدایت به تو دارد،راه را گم نمی­کند و در هزار توی نسبت­ها زمین­گیر نمی­شود.

تو، همچون سایر علمای ناب شیعه،با به آتش کشیدن خود،راه حق و باطل را نشان ما می­دهی. امثال شما،ذخیره­های معرفتی آخر الزمانید.چلچراغ­هایی که نشئه­ی سوزشان،از نفت و روغن و نیروی الکتریسیته نیست.بلکه نور، از اشتعال وجودشان ساطع می­شود.وقتی کار به این جا بکشد،یعنی به جایی که تمام دار و ندار آدمی به آتش کشیده شود،مگر می­شود جلوی انتشار نور را گرفت؟تو،علاوه بر جسمت و علاوه بر علم و اندیشه و معرفت و سال­ها و سال­ها صبوری و حلم و اخلاق و دور اندیشی­ات،حالا آبرویت را به کبریت اشتعال سپرده­ای و کسی که کارش به این جا کشید مگر از راه رفته باز می گردد؟و مگر از شتاب و انتشار نور، باز می­ماند؟کسی که به قول خودت،حتی نگوید:راضیم به رضای تو، و بگوید:”من کی هستم که رضایت بدهم، هر چه که تو می­خواهی باشد.” آیا چنین کسی از زخم آبروی می­هراسد؟آن جا که سلاح و مال و کلام و استدلال کفایت نکند،شاید آبرو به کار آید و کاری بکند.و تو،خوب از این متاع،در مصاف با حرامیان بهره برده­ای.مبارکت باد!

آدم با کسی که احساس صمیمیت بکند،او را با ضمیر تو خطاب می کند.در سخن گفتن با شما،من به اندازه­ی کافی،از سهم صمیمیت خود سود جستم.حالا اجازه بدهید شأن کلام خود را به جایگاه واقعی­اش باز گردانم. ما شما را چراغی از چلچراغ راه بشریت می­دانیم.از غیرت و صبوری و فهم و پایمردی شما درس می­گیریم و از آبرویی که بر کف دست آورده­اید،در پوست نمی­گنجیم.نسبت آدم­ها و تعلقاتشان متفاوت است. یکی به چوب و درخت تعلق دارد، جنگل­ های شمال کشورمان که هیچ،جنگل­های تو در توی آفریقا هم حریف حرص او نمی­شود. یکی هم به قدرت و شهرت وابسته است، نمایندگی مجلس و وزیری که هیچ، رئیس دهکده ­ی جهانی شدن هم احتیاج روزافزون او را جواب نمی گوید.

ما معتقدیم با ردیابی نسبت آدم­ها می­شود به ذاتشان پی برد.شما در این وادی، به دنبال چیستید تا نسبت شما را و ذات شما را در همان راستا مطالعه کنیم؟ برای حفظ قدرت آمده اید؟ پول و پله­ای در کار است؟ هیبتی دارد از کف می­رود؟ قول و قراری؟ کارخانه ­ای؟ شراکتی؟ حزبی؟ نفوذی؟ استمالتی؟ نه! نه! نسبت شما را تنها با خدا باید سنجید. اگر نه، کافی بود شما هم قدری از نردبان وجاهت خود پایین می­ آمدید و سری به برلین و کنفرانسش می زدید،در این صورت، می دیدید که چگونه نام شما را به سقف آسمان حک می کردندو به یمن قدومتان طاق نصرت می بستند!هر چه نسبت شما با خوبی­ها و درخشندگی­ها و اصالت­ها و بایستگی­ ها بیشتر است، نسبت آنانی که به صورت شما تیغ می­کشند،رو به قه قراست.حضور شما برای آنها تنگی نفس می آورد.آنها،به همه یا هیچ معتقدند.

همین امروز،روزنامه­ ی رسالت،شکوه کرده بود که فلان حزب،در تصاحب کرسی­ های مجلس،جناحی عمل کرده است و به چند صدایی مدعای خود اعتنایی نکرده است.باید گفت:برادران،شما از پوشال آیا می­توانید اراده­ی استفامت کنید؟ و یا مگر از یک عنصر فریب کار،می­شود انتظار صدق و درستی داشت؟ که اگر بله،خود این اراده و انتظار بر باد است. راز این همه هجمه به شما در چیست؟ آیا زبانم لال از این که می­بینند شما با اجانب در ارتباطید،در خود می­گدازند؟یا از این که بساط اقتصاد کشور را به پیسی و دریوزگی در انداخته­اید؟یا جمعیت جوان کشور را در بطالت متوقف کرده اید؟یا “نیک براون” جاسوس را به سفیر کبیری آورده­اید؟یا وضعیت صنعت و کشاورزی کشور را به فلاکت انداخته ­اید؟یا مواد مخدر را مثل نقل و نبات در دسترس خاص و عام گذارده­اید؟ یا در مجامع بین المللی، از لباس خود تخلیه شده­اید؟ یا مخاطب صریح جاسوس ها شده­ اید؟ یا اداره­ ی کشور را به امان خدا وا نهاده­اید؟ یا سنگ آزادی به سینه کوفته­اید و دهان مخالفان دوخت­اید؟یا معیشت مردمان را به خون جگرشان آمیخته­ اید؟یا شکاف هولناک طبقاتی را باعث شده­اید؟یا از مجامع وابسته و غیر وابسته به دولت­های استکباری چراغ سبز دیده­اید؟ راستی چرا با شما مخالفند؟ چرا چشم دیدن شما و گوش شنیدن استدلال­های محکم شما را ندارند؟ بگویم علت همه­ ی این مخالفت­ ها،تنها در این است که شما در جانبداری از اصالت ناب شیعه، پرچم ولایت برداشته اید.

آری عزیز ما، گناه شما،همچون اسلاف شما،در همین است. شما اگر زبانم لال مثل آن روحانی نمای کنفرانس برلین،زیستی مواج و شکل­پذیر داشتید،حالا چشم و چراغ آنها بودید و حجم روزنامه­هایشان را از مراتب علم و فهم و هوشمندی و فرزانگی و آینده نگری خود پر کرده بودند. آنها به همان نسبتی که به غرب دل داده­اند،از شما و امثال شما دل بریده­اند.شما و امثال شما،مانع گسترش و ظهور این نسبت وابسته اید.حزت توده،در تمامی سالهای عمر بعد از انقلاب خود نسبت خود را با شوروی سابق انکار می­کرد و بر سر این انکار،جدل نیز می­کرد.بعدها که جاسوسی این حزب آشکار شد،نسبت­ها از مدار خدمت، به ورطه­ی خیانت منتقل شد. همان گونه که عین همین نسبت،امروزه درباره­ی نهضت آزادی صدق می­کند.یعنی نسبت نهضت آزادی با امریکا،همان نسبت حزب توده است به شوروی سابق. منتها شکیل­تر و تر و تمیز تر و متناسب با مذاق موازین کارسازی شده­ی بین المللی.

عمده زخم­هایی که این روزها به تن شما می نشیند،از همین ناحیه است. دقیقا به یاد دارم در مصاحبه­ی کیانوری،رهبر حزب توده با شهید بهشتی، کیانوری با سماجت و وقاحت تمام، از شأن خدوم حزب توده سخن گفت و اطلاق خیانت را از جانب شهید بهشتی رد کرد و رجوع به مجامع حقوق بشری را تهدید کرد. چند سال بعد،آن­گاه که شهید بهشتی به راه خود رفت و کیانوری نیز به راه خود و دست­های آلوده و مزدور کیانوری و حزب توده برملا شد،همین فیلم را مجددا” از تلویزیون خودمان پخش کردند. کیانوری با استدلال و استحکام،نسبت حزب توده را با شوروی رد می­کرد و بر اصلاح طلبی و توسعه و جامعه­ی مدنی پا می فشرد.

حالا نیز همان روند ادامه دارد. کار درست و به ظاهر مستحکم! نفوذی­های نهضت آزادی در دولت،بستر فحاشی را به اسم روزنامه و نشریه فراهم کردند و دلارهای آمریکا و نقشه­ها و طرح­های سیا در برپایی قتل­های زنجیره­ای و فضاحت کوی دانشگاه،خوراک و جاهت و مطرح شدن برایشان آورد.در این میان، توهین به شما،دقیقا نعلی است که به پای اسب مراد خود زده اند و می زنند. چرا؟ به این سخن “ریچارد مورفی”وابسته­ی صهیونیست­ها در دستگاه سیاست خارجی آمریکا دقت کنید:

تصویب بیست میلیون دلار برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران،تنها یک نماد رسمی و قانونی است. این نماد،دست ما را برای خدمت باز می گذارد.دوستان ما در ایران،نباید از سایر پتانسیل های ایالات متحده بی نصیب بمانند. در این صورت است که سرنگونی معنا پیدا می­کند. هیچ به این اندیشیده­اید که با بیست میلیون دلار،یک کارخانه­ی کوچک دمپایی هم نمی­شود احداث کرد؟

حالا،من نگاهم را از کنار مجلس سنا و کنگره­ی آمریکا و از روی 20 میلیون دلاری که برای سرنگونی ما تصویب کرده­اند، به سایر پتانسیل­های آمریکا می­چرخانم.پتانسیل­هایی که مغز کامپیوترهای سازمان سیا در طراحی قتل­های زنجیره­ای و ظهور آدم­های از یاد رفته،تنها یکی از آن است.با این همه، چرا به شما اهانت نکنند؟ و چرا شما را متحجر و متصلب نخوانند؟اگر خوب بنگریم، در دستور کار اینان،روی شما و چلچراغ­هایی که ظلمت را پس می زنند،خط کشیده شده است برای خاموش کردن یک چراغ چه می­شود کرد؟ فهم کامپیوترهای سازمان سیا می گوید:پف کنید!حالا شما نسبت پف اینان را نه به نور الهی که به خورشید بسنجید.

وقتی کسی خود را به اشتعال کشید،باد دهان، برای خاموش کردن آن اشتعال مناسب نیست.اگرچه زیرکی حکم می کند از چراغ و چلچراغ ها باید محافظت کرد.

ادامه مطلب ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا